logo

روند تاریخی نخستین مواجهه ی ایرانیان با نویسندگان بزرگ فرانسوی زبان از رهگذار ترجمه ی آثار ادبی
محمدجواد كمالی

چکیده
ترجمه ی ادبی به مثابه پلی است که از طریق آن تبادلات فرهنگی و تأثیر و تأثرات ادبی میان ملل ناهمزبان امکان پذیر می شود و از جمله دستاوردهای مهم آن، معرفی بهتر نویسندگان یک جامعه به جوامع دیگر است. بی تردید نقش تعیین کننده ای که مترجمان در این فرایند ایفا می کنند، سزاوار توجه ویژه ای است. فرایند آشنایی ایرانیان با نویسندگان ادبی که همگام با اولین ترجمه ها در دوره ی ولیعهدی عباس میرزا آغاز شد، رفته رفته در دوره های بعد، با افزایش شمار مترجمان و توسعه ی صنعت چاپ و نشر، رشد چشمگیری پیدا کرد و در دهه های اخیر به اوج رسید.
در این مقاله، روند تاریخی نخستین مواجهه ی ایرانیان با نویسندگان بزرگ فرانسه و فرانسوی زبان از رهگذار ترجمه ی آثار ادبی مورد بررسی واقع شده است. برای نیل به این منظور، با تقسیم تاریخ ترجمه ی ادبی به شش دوره متمایز، ابتدا به صورت فهرست وار، به زمان دقیق معرفی چهره های طراز اول ادبی به واسطه ی انتشار اولین ترجمه ی فارسی آثارشان در جامعه ی ایرانی اشاره کرده ایم، سپس با تحلیل نوع آثار ترجمه شده، عللِ توجه یا عدم توجه به نویسندگان مطرح در هر یک از دوره های تاریخ ترجمه ی ادبی مورد توجه قرار داده ایم.

مقدمه
مطابق اسناد تاریخی، نخستین رابطه ی میان دولت های ایران و فرانسه به قرن پانزدهم میلادی باز می گردد: امیرتیمور با ارسال نامه ای به شارل ششم از وی خواست که باب داد و ستد با ایران را بگشاید (میرجعفری، 1375، 187). در عصر صفویه، چند فرانسوی به قصد تجارت و سیاحت روانه ی ایران شدند که از میان آنها به شاردن و تاورنیه می توان اشاره کرد. به موازات آن، چند هیأت مذهبی نیز به قصد ترویج مسیحیت وارد ایران شدند و پس از کسب اجازه از شاه عباس در شمال غرب و مرکز ایران اقامت گزیدند.
کُلبر وزیر لویی چهاردهم و مؤسس مدرسه ی ملی زبان های شرقی (عربی، ترکی و فارسی)، برای برقراری رابطه ی رسمی با دولت ایران هیأت هایی را به دربار شاه عباس دوم فرستاد. اما این رابطه دوامی نیافت، زیرا در اوایل قرن هجدهم، تقریباً همه ی فرانسویان مقیم ایران در پی هجوم افغان ها برای سالیان دراز خاک کشور را ترک گفتند و لذا در دوره های افشاریه و زندیه، شاهد هیچ رابطه ای میان دو کشور نیستیم .

باری، روابط دیپلماتیک میان ایران و فرانسه در عهد قاجار و در دوره ی زمامداری فتحعلی شاه، از طریق تبادل هیأت های سیاسی رسماً آغاز شد. میرزا رضاخان قزوینی و هیأت سیاسی همراه او از جمله نخستین ایرانیانی بودند که در آوریل 1807 (1222 ه.ق.) برای جلب حمایت دولت فرانسه به حضور ناپلئون اول رسیدند؛ نتیجه ی این سفر امضای عهدنامه ی فینکنشتاین بود، عهدنامه ای که مفاد آن به اجرا در نیامد، زیرا ناپلئون در ماه ژوئیه با تغییر استراتژی خلف وعده نمود. قریب سه دهه بعد، شاهزاده عباس میرزا که فردی نیک اندیش و اصلاح طلب بود، برای نجات میهن از شرّ عقب ماندگی ها، به فکر اعزام محصل به اروپا افتاد و چون دل خوشی از فرانسوی ها نداشت، در دو نوبت چند جوان ایرانی را برای تحصیل به انگلستان فرستاد. پس از درگذشت نابهنگام عباس میرزا که در جریان محاصره ی هرات (1251 ه.ق./ 1833 میلادی) اتفاق افتاد، نه تنها وقفه ای در اعزام محصل ایجاد نگردید، بلکه بر تعداد محصلان و کشورهای محل اعزام نیز افزوده شد. برای مثال، در دوره ی محمدشاه 8 نفر و در دوره ی ناصرالدین شاه 45 نفر به فرانسه و 6 نفر به روسیه فرستاده شدند (محسنی، 1390، 7).
میرزا محمدتقی خان امیرکبیر که او نیز در جوانی از جانب عباس میرزا مأموریت یافته بود تا به عنوان منشی همراه خسرو میرزا فرزند وی به دربار تزار روسیه برود، در دوره ی کوتاه صدارت خود اقدام به تأسیس مدرسه ی دارالفنون کرد. او طرح بنای این مدرسه را به میرزا رضا مهندس سپرد و به خان داوود، مترجم مخصوص خود، مأموریت داد تا به اتریش برود و از چند استاد باتجربه برای تدریس در رشته های گوناگون علمی و فنی دعوت به عمل بیاورد و شرط کرد که آنان به زبان فرانسه که زبان متداول آن روزگار در سطح اروپا بود، تدریس نمایند (فشاهی، 1352، 36). او از این جهت کشور اتریش را برای استخدام مدرسان برگزیده بود که می خواست زیر بار منت کشورهای سلطه جو مانند انگلستان، فرانسه و روسیه نرود. البته اندکی قبل از دایر شدن دارالفنون در 1268 ه.ق. (1851)، چند مدرسه ی خارجی با تلاش لازاریست های فرانسوی در تهران، ارومیه، تبریز و جلفا شروع به فعالیت و ترویج زبان فرانسه کرده بودند. به عنوان نمونه میرزا آقاخان کرمانی که بعدها به ترجمه ی تلماک اثر فنلون اقدام کرد، زبان فرانسه را در مدرسه ی لازاریست ها آموخته بود.
دارالفنون پانزده روز پیش از واقعه ی قتل امیرکبیر به دستور ناصرالدین شاه فعالیت خود را با هفت استاد اتریشی آغاز کرد. البته بعدها با پیوستن چند استاد فرانسوی به کادر آموزشی این مدرسه، موقعیت زبان فرانسه بیش از پیش تحکیم یافت و نتیجه آن شد که از میان شاگردان جوان ایرانی که انس و الفتی خاص با این زبان پیدا کرده بودند، عده ای نظیر اعتمادالسلطنه، علاوه بر پر کردن جای خالی اساتید خود، کم کم به ترجمه ی کتاب های علمی و فنی و تاریخی مورد نیاز به فارسی اقدام کردند.
فرایند ترجمه در دوره ی قاجار، به برگردان آثار علمی و تاریخی محدود نشد و رفته رفته آثار ادبی را نیز شامل گردید. ترجمه ی ادبی در دوره های بعد رشد چشمگیری یافت و به ویژه در روزگار معاصر به اوج رسید. در این مقاله، علاوه بر بررسی اجمالی روند تاریخی نخستین آثار ادبی فرانسه که به فارسی ترجمه شده است، خواهیم کوشید به دو سؤال مهم و اساسی در این خصوص پاسخ دهیم: نخست اینکه تلاش های ابتدایی برای ترجمه ی آثار ادبی فرانسه چه سمت و سویی داشت و آثار کدام نویسندگان را شامل می شد؛ دیگر اینکه نویسندگان بزرگ ادبی در چه زمانی و به همت کدام مترجمان پیشگام به جامعه ی ایرانی معرفی شدند.
پیشینه ی تحقیق
تاکنون مطالعات قابل توجهی درباره ی تاریخ ترجمه ی آثار ادبی از فرانسه به فارسی در قالب کتاب یا مقاله منتشر شده است؛ از جمله تحقیقات مهم و جدی که در این زمینه صورت گرفته و همواره به عنوان منبع اصلی مورد استناد دیگران واقع شده است، به موارد زیر باید اشاره کرد: یحیی آرین پور نخستین کسی است که در کتابی دو جلدی با عنوان از صبا تا نیما (1350) اطلاعاتِ پراکنده ولی گرانبهایی را در خصوص پیشگامان ترجمه ارائه کرده است. محمدرضا فشاهی در مقاله ی «نهضت ترجمه در عهد قاجاریه» (مجله ی نگین،1352)، علاوه بر اشاره به مترجمان متقدم، چند نمونه ی مختصر از کار آنها را نیز در اختیار می گذارد؛ داود نوابی در کتاب تاریخچه ی ترجمه (1363) با تکیه به برخی مستندات، به سیر تاریخی ترجمه در ایران اشاره می کند و برای اول بار فهرستی از کتاب ها را ارائه می دهد که تا قبل از انقلاب فرهنگی از زبان فرانسه به فارسی ترجمه شده بود؛ کریستف بالائی و میشل کویی پرس، دو پژوهشگر فرانسوی آشنا به زبان و ادبیات فارسی، در بخش اول کتاب سرچشمه های داستان کوتاه فارسی (1366) برخی از ویژگی های حیات ادبی ایرانیان در دوره ی قاجاریه را متذکر می شوند و از جمله به موشکافی تأثیر ترجمه ی آثار فرانسویان بر زبان و ادبیات فارسی می پردازند؛ ایرج افشار در مقاله ی «آغاز ترجمه ی کتاب های فرنگی به فارسی» (فصلنامه ی مترجم، شماره 37، سال 1381) وضع ترجمه در دوره ی هشتاد ساله ی میان ولیعهدی عباس میرزا تا قتل ناصرالدین شاه را مرور می کند؛ و سرانجام در کتاب تاریخ ترجمه ی ادبی از فرانسه به فارسی (1392)، علاوه بر مروری بر تاریخ ترجمه و معرفی بیش از شصت مترجم پیشکسوت، نمونه های خوبی از ترجمه هایشان از ابتدای دوره ی گرایش به ترجمه تا 1357، به همراه متن اصلی در اختیار علاقمندان به مسایل تاریخ و نقد ترجمه قرار داده شده است.
با این همه، در بیشتر آثار مذکور به این موضوع خاص که نویسندگان بزرگ فرانسوی یا فرانسوی زبان هر کدام در چه مقطعی از تاریخ ترجمه به ایرانیان معرفی شدند و کدام مترجمان اول بار معرّف آنان بوده اند، به طور جداگانه کمتر پرداخته شده است. در این مقاله می کوشیم از رهگذار ترجمه ی آثار ادبی، روند تاریخی نخستین مواجهه ی ایرانیان با نویسندگان بزرگ فرانسه را که به لطف مترجمان نام آشنا یا کم آوازه میسر شده است، مورد بررسی قرار دهیم. برای نیل به این منظور، تاریخ ترجمه ی ادبی به شش دوره متمایز تقسیم می کنیم و در هر دوره به صورت فهرست وار، به زمان دقیق معرفی چهره های طراز اول ادبیات فرانسه به واسطه ی انتشار اولین ترجمه ی فارسی آثارشان در جامعه ی ایرانی اشاره خواهیم کرد:

1. پیش از گشایش دارالفنون
ولتر نخستین نویسنده ی فرانسوی بود که اسم و رسمش البته نه به عنوان نویسنده ی ادبی، بلکه در مقام مورخ مقارن 1235 ه. ق. (1819) در ایران مطرح شد. چنانکه پیشتر اشاره شد، در زمان حکومت فتحعلی شاه و به اصرار عباس میرزا، چند جوان ایرانی برای تحصیل در رشته های علمی و فنی مورد نیاز کشور به انگلستان اعزام شدند؛ از میان این عده، میرزا رضا قلی خان مشهور به میرزا رضا مهندس در زمره ی معدود کسانی بود که بعد از فراغت از تحصیل و بازگشت به کشور، منشاء خدمات درخور توجهی شد(کیانفر، 1368، 24). او در گام اول و به سفارش عباس میرزا، دو اثر تاریخی از ولتر را تحت عناوین پطر کبیر و شارل دوازدهم و در گام بعدی و این بار به سفارش محمدشاه کتابی را با عنوان تاریخ ناپلئون اول (1252 ه.ق./ 1836) از انگلیسی به فارسی ترجمه کرد (بالائی، 1366، 28). شگفت آور است که به جز این دو ترجمه ی سفارشی از میرزا رضا تا زمان گشایش دارالفنون هیچ ترجمه ی مهم دیگری صورت نگرفت.
با بررسی وضعیت حاکم بر آن دوره، چند دلیل عمده را برای عدم تمایل به ترجمه می توان ذکر کرد: 1- با توجه به اوضاع سیاسی و اقتصادی مملکت و جنگ های آذربایجان و هرات، اولویت نخست اعزام محصل به فرنگ برای کسب مهارت های فنی و نظامی و متعاقب آن خروج کشور از انزوا و فقر صنعتی بود. 2- افراد انگشت شماری که از فرنگ برگشتند، با آنکه زبان می دانستند، کوشیدند به فراخور رشته ای که آموخته بودند، وارد عرصه های اجتماعی بشوند. 3- فرهنگ ترجمه ی آثار ادبی و نیاز به آشنایی با نویسندگان غربی هنوز جایی در اذهان بزرگان پیدا نکرده بود، زیرا اساساً شناخت ایرانیان از فرهنگ غرب هنوز بسیار ناچیز و در مراحل ابتدایی بود.

2. از زمان گشایش دارالفنون تا یک دهه بعد
گشایش مدرسه ی عالی دارالفنون از این جهت در تاریخ دوره ی قاجار حائز اهمیت است که نقطه ی شروعی برای آشنایی ایرانیان با علوم و فنون و فرهنگ ناشناخته ی غرب و در نتیجه اصلاحات تدریجی در درون کشور بود. در سال های نخست فعالیت این مدرسه ی تازه تأسیس، بیشترین توجهات مصروف تأمین منابع درسی در رشته های نوین بود. رساله های درسی که در ابتدا به زبان فرانسه بود، رفته رفته به همت تنی چند از مدرسان ایرانی و محصلان مدرسه به فارسی برگردانده شد و این سرآغازی برای تألیف و تدوین کتاب های علمی و فنی بر اساس منابع فرانسوی بود (افشار، 1381، 13). تقریباً همه ی ترجمه هایی که از هنگام تأسیس دارالفنون در 1268 ه.ق. (1851) تا یک دهه بعد صورت پذیرفت، اختصاص به ترجمه هایی از این دست داشت. آرین پور فهرست بیشتر این ترجمه ها را در جلد اول کتاب از صبا تا نیما (پانوشت ص. 259) ارائه کرده است.
بنابراین پرداختن به مقوله ی ترجمه ی آثار ادیبان اروپایی به رغم شناخت نسبی آنها و دسترسی به اساتید و منابع فرانسوی زبان باز هم در اولویت کار مترجمان قرار نگرفت. دلایل این بی توجهی در این دوره را شاید بتوان چنین برشمرد: 1- نثر متکلف فارسی هنوز از آمادگی لازم برای امکان برگردان آثار ادبی برخوردار نشده بود. 2- ادبیات غنی فارسی با ده ها شاعر بلندآوازه و صدها دیوان شعری چنان مردم را سرگرم و اغنا می کردکه لزوم شناخت ادبیاتِ کمتر شناخته شده ی دیگر ملل کمتر احساس می شد. 3- برای ایجاد رشته های جدید مورد نیاز کشور و رفع عقب ماندگی صنعتی، اولویت همچنان با ترجمه های علمی و فنی و پزشکی بود. 4- مترجمی شغل به حساب نمی آمد و کسانی که بر حسب نیاز یا به صورت سفارشی به ترجمه مبادرت می ورزیدند، همانا مدرسان و محصلان دارالفنون و یا افرادی در ردیف آنان بودند.

3. از یک دهه بعد از گشایش دارالفنون تا پایان عهد قاجار
در فاصله ی سالهای 1278 ه.ق. تا پایان دوره ی زمامداری ناصرالدین شاه در 1313 ه.ق. که دوره ای نسبتاً توأم با آرامش برای شاه و درباریان و اعیان بود، حداقل شصت رمان به فارسی برگردانده شد. مترجمان این دوره را باید به دو دسته تقسیم کرد: دسته ی اول شامل مترجمانی می شد که در مقابل درافت دستمزد، مبادرت به ترجمه ی آثار سفارشی می کردند و چون شناخت عمیقی از ادبیات فرانسه نداشتند، لاجرم نه تنها برای ترجمه ی شاهکارهای ادبی هیچ تلاشی نمی کردند، بلکه حتی برای مقام مترجم ادبی چنانکه باید منزلتی قایل نبودند و لذا هدفی جز کسب درآمد و ایجاد سرگرمی و پر کردن اوقات فراغتِ طبقات والامرتبه نداشتند. شخص اول مملکت، درباریان و وابستگان ایشان در زمره ی خوانندگان اصلی ترجمه های کم مایه ولی پرهیجان و احساس برانگیز بودند. وقایع تاریخی، موضوعات پلیسی، ماجراهای عشقی، فریب و خیانت و انتقام و مانند آن مهمترین مضامین مورد پسند این دوره بود. بعضی از کتاب های ترجمه شده که به «ادبیات خلوتخانه و اتاق خواب» (بالائی، 1366، 30) معروف شد، از حیث محتوا چنان کم ارزش بودند که مترجمان حتی زحمت درج نام نویسنده را به خود نمی دادند و برای چاپ آنها نیز اصرار نمی ورزیدند، چه بسا چنین اجازه ای نداشتند، چرا که جامعه ی سنت گرای آن عصر هنوز آمادگی لازم برای پذیرش و تحمل محتوای داستانهای غربی را نداشت و بیم آن می رفت که در نگاه مردم عادی که اندک بهره ای از سواد داشتند، مطالب کتاب ها مبتذل و حتی کفرآمیز جلوه کند و در نتیجه نسبت به مترجمان و کسانی که این ترجمه ها را سفارش می دادند، حس بدبینی و تنفر ایجاد شود. بنابر این، این دسته از مترجمان به راستی در پی ترجمه ی ادبی نبودند و بیشتر به سفارش این و آن یا برای خوشایند خوانندگان، به برگردان کتاب های دم دستی نظیر سرگذشت ارمانوس مصری (1323 ه.ق.)، عشقبازی مارک (1325 ه.ق.)، بوسه عذرا (1326 ه.ق.)، هزار و یک کابوس (1329 ه.ق.) و مانند آنها که ارزش ادبی چندانی نداشت، مبادرت کردند.
دسته ی دوم مترجمانی آشنا به ادبیات فرانسه بودند که خود دست به انتخاب آثار زدند و در ترجمه عمدتاً هدفی جز معرفی آثار خوب در جامعه ی آن روزگار و ارتقای رشد فکری عموم نداشتند. در زیر به صورت فهرست وار و به ترتیب سال انتشار، به نام نویسندگان و مهم ترین اثر آنها اشاره می کنیم که اول بار به همت این دسته از مترجمان متعهد به ایرانیان معرفی شدند:
نام نویسنده/ عنوان اولین اثر یا آثار ترجمه شده/ نخستین سال انتشار/ نام مترجم
- مولیر/ گزارش مردم گریز/ 1286 ه.ق - 1869 م./ میرزا حبیب اصفهانی
- فنلن/ تلماک/ 1304 ه.ق - 1887/ علیخان ناظم العلوم
- کنتس دو سگور/ منطق الوحش (خرنامه)/ 1306 ه.ق. - 1889/محمدحسن اعتمادالسلطنه
- اوژن سو/ راز پاریس/ 1310 ه.ق- 1892/ محمدطاهر میرزا اسکندری
- ژول ورن/ سیاحت نامة/ کاپیتان آتراس به قطب شمال/ 1311 ه.ق- 1893/ محمدحسن اعتمادالسلطنه
- الکساندر دوما (پدر)/ کنت دو مونت کریستو/ 1312 ه.ق - 1894/ محمدطاهر میرزا اسکندری
- لوساژ/ سرگذشت ژیل بلاس/ 1322 ه.ق- 1904/ میرزا حبیب اصفهانی
- برناردن دو سَن پیر/ کلبة هندی/ 1322 ه.ق- 1904/ محمدحسین فروغی
- الکساندر دوما (پسر)/مادام کاملیا/ 1322 ه.ق - 1904/علیقلی بختیاری
- تاورنیه/ کتاب تاورنیه (سفرنامة تاورنیه)/1331 ه.ق-1913/ ابوتراب نوری
- پیر لوتی/ پریرویان ناکام/ 1332 ه.ق-1914/ علی اکبر قویم
- ولتر/ میکرومگاس/ حدود 1300 ه.ش/ یدالله مایل تویسرکانی
- ژان ژاک روسو/ قرارداد اجتماعی/ حدود 1300 ه.ش/ یدالله مایل تویسرکانی
- موریس لُبلان/ داستان دندان ببر: از عملیات آرسن لوپن دزد فرانسوی / 1302 ه.ش/ نصرالله فلسفی
- ویکتور هوگو/ تیره بختان (ترجمة جلد اول رمان)/ 1303 ه.ش/ یوسف اعتصام الملک

چنانکه در فهرست فوق می بینیم، جز الکساندر دوما (پدر) که در مجموع چندین اثرش به سبب اقبال عمومی به فارسی برگردانده شد، اگر نام چند چهرة طراز اول مانند مولیر، روسو و هوگو در آن جای گرفته است، مقدار آثاری که از آنها ترجمه شده آنقدر اندک و ناچیز است که در مقایسه با حجم ترجمه های دوره های بعد رقمی به حساب نمی آید. در عین حال مطرح شدن نام این نویسندگان و انتشار همین تعداد ترجمه از سوی مترجمان چیره دست و پرکار مانند میرزا حبیب اصفهانی، اعتمادالسلطنه، محمدحسین فروغی و یوسف اعتصام الملک، در این برهة از تاریخ از چند جهت حائز اهمیت است: 1- مترجمان برای برگردان آثار ادبی از نوع رمان که سابقه ای در ادبیات فارسی نداشت، دست به ابتکاراتی زدند که موجب تحول شگرف در نثر فارسی و رواج تدریجی ساده نویسی شد. 2- اغلب آنها به قصد غرابت زدایی آثار فرانسوی و ترغیب تودة باسواد به مطالعة آنها، روش ترجمة آزاد یا اقتباس را برگزیدند یعنی به ترجمه هایشان رنگ و بوی فرهنگ بومی دادند، اسامی فرنگی را با اسامی ایرانی جایگزین کردند و برای جلب نظر خوانندگان، اشعار فارسی را در لابلای ترجمه های خود، به مقتضای متن و موضوع، گنجاندند (آرین پور، 1375، 342). فراموش نکنیم که ادبیات ایران تا قبل از انتشار آثار جمالزاده هنوز با نوع ادبی رمان و داستان کوتاه غریبه بود و ایرانیان آن عصر، بر حسب عادت و رسم زمانه، تنها به هنگام شنیدن یا خواندن ابیات شاعرانی چون فردوسی و سعدی و حافظ و مانند آنها حظ وافر می برده اند. 3- برخی از این ترجمه ها نظیر تیره بختان برای نخستین بار به صورت پاورقی در نشریات دوره ای ظاهر شدند و این قضیه به سهم خود، تحولی در ماهیت مطبوعات به وجود آورد.

4. در دورة شانزده سالة حکومت رضاخان در فاصلة سالهای 1304 تا 1320، بر اثر خط مشی سکولار رضاخان، تحولات بی سابقه ای در عرصه های مختلف به وقوع پیوست. اگرچه در عرصة فرهنگی، تبلیغ شیوة زندگی به سبک غربی و فاصله گرفتن از سنت ها و باورهای عامه از یک سو و توسعة نظام آموزشی، رواج زبان فرانسه در مدارس متوسطه، ایجاد دانشگاه و فرهنگستان زبان فارسی و گسترش صنعت چاپ از دیگر سو، در کوتاه مدت موجب تغییرات ظاهری در کشور شد، اما بازار ترجمه بر اثر فضای بستة سیاسی به نسبت قبل از رونق افتاد و از تعداد مترجمان کاسته شد.
مترجمان این دوره نوعاً ترجمه را وسیله ای برای تحول اجتماعی و فرهنگی و مؤثرترین شیوه برای آشنا ساختن ایرانیان با فرهنگ غرب می دانستند (کریمی حکاک، 1378، 63). در این میان، می توان از چند مترجم فعال و خوش ذوق نام برد که هرکدام به سهم خود کوشیدند آثار نویسندگانی را برای ترجمه برگزینند که از نظر سبک و سیاق صاحب شهرت باشند.

نام نویسنده/ عنوان اولین اثر ترجمه شده/ نخستین سال انتشار/ نام مترجم
- آناتول فرانس/ تائیس/ 1308 ه.ش/ قاسم غنی
- ویکتور هوگو/ بینوایان (ترجمة کامل)/ 1310/ حسینقلی مستعان
- شاتوبریان/ آتالا/ 1310/ عباس بنی صدر
- مارسل پانیول/ مردم (توپاز) 1312/ عبدالحسین نوشین
- آلفونس دوده/ پهلوان شیرافکن یا تارتارن تاراسکنی/ 1313/ احمد بیرشک
- لامارتین/ رافائل/ 1317/ ذبیح الله صفا
- موریس مترلینک/ پرندة آبی/1318/ عبدالحسین نوشین
- منتسکیو/ نامه های ایرانی/ 1320/ حسن ارسنجابی
- ژرژ ساند/ مارکی دو ویلمر/ 1320/ عظمی نفیسی
- پیر بوالو/ شبگردان/ مخوف/ 1320/ باقر قائم مقامی

در این فهرست کوتاه می بینیم که باز هم نامی از بسیاری از چهره های بزرگ ادبی فرانسه مثل کورنی، راسین، دیدرو، بالزاک، فلوبر، بودلر، ورلن، زولا و مانند آنها که در آن مقطع زمانی در خیلی از کشورها شناخته شده بودند، در میان نیست و چندین و چند سال دیگر باید هنوز منتظر ماند تا نام و آوازة آنها در نشریه های ادبی یا محافل روشنفکری مطرح شود و ترجمة برخی از آثارشان در دسترس عموم قرار گیرد.

5. در دورة حکومت پهلوی دوم
ادامة تدریس زبان فرانسه در دبیرستان های سراسر کشور تا اواخر دهة سی، تأسیس دانشگاه های متعدد در تهران و شهرهای بزرگ و ظهور دپارتمان های فرانسه از دهة سی به بعد، تداوم فعالیت مدارس و مؤسسات فرانسوی زبان، سهل تر شدن امکانات سفر به فرانسه و فزونی تعداد دانشجویان ایرانی در دانشگاه های فرانسه، و عواملی دیگر از این دست، رفته رفته آشنایی روزافزون جوانان تحصیل کردة ایرانی با زبان فرانسه و متعاقب آن، افزایش چشمگیر شمار مترجمان، اعم از حرفه ای و غیرحرفه ای را به دنبال داشت و با سر برآوردن مؤسسات انتشاراتی کوچک و بزرگ، انبوهی از ترجمه ها به ویژه از نویسندگان فرانسه با تیراژ قابل توجه در دسترس ایرانیان قرار گرفت.
تقریباً همة کسانی که در این دورة سی و هفت ساله به کار ترجمه روی آوردند، اصول این فن را به صورت تجربی و غیرآکادمیک کسب کرده بودند و تنها صِرف آشنایی با زبان فرانسه آنان را به این سمت کشانده بود. از این رو، اغلب ترجمه ها سطح کیفی پایینی داشتند (کمالی، 1392، 139). با این همه، در این دوره به مترجمانی برمی خوریم که علاوه بر اینکه در ترجمه های خود پایبندی به اصول اولیه (مانند رعایت سبک، وفاداری به متن، فاصله گرفتن از روش های تحت اللفظی و اقتباس) را کم و بیش به نمایش گذاشتند، به ترجمة آثار بزرگی همت گماشتند که تا آن زمان همچنان مورد غفلت واقع شده بود و از این رهگذار توانستند بسیاری از نویسندگان صاحب قلم یا صاحب اندیشه را اول بار در ایران معرفی و سبک و سیاق و مرام فکری آنها را برای خوانندگان ترسیم کنند.
در جدول زیر، خواهیم دید که در دورة پهلوی دوم کدام گروه از نویسندگان سرشناس فرانسوی برای نخستین بار، به لطف بعضی مترجمان (بی آنکه سطح کیفی ترجمه هایشان مورد نظر باشد) به جامعة ایرانی معرفی شدند:

نام نویسنده/ عنوان اولین اثر ترجمه شده/ نخستین سال انتشار/ نام مترجم
- آندره موروا/ رنج های جوانی ورتر/ 1322/ زهرا ناتل خانلری
- آبه پره وو/ مانُن لسکو/ 1322/ ابوالقاسم سروش
- فرانسوا موریاک/ چنبر مار/ 1323/ جواد صدر
- ژان پل سارتر/ دیوار/ 1324/ صادق هدایت
- امیل زولا/ انسان وحشی/ 1325/ محمود پورشالچی
- بومارشه/ ریش تراش اشبیلیه یا احتیاط بی فایده/ 1327/ حسن ره آورد
- بالزاک/ سرهنگ شابر/ 1327/ عبدالله توکل
- پیر لوئیس/ به دنبال زن/ 1327/ علی اکبر کسمایی
- آندره ژید/ در تنگ/ 1327/ عبدالله توکل و رضا سیدحسینی
- فلوبر/ مادام بواری (ترجمة ناقص )/1327/ محمود پورشالچی
- آلبر کامو/ بیگانه/ 1328/ جلال آل احمد و علی اصغر خبره زاده
- ژوزف بدیه/ تریستان و ایزوت (ترجمة ناقص )/ 1328/ علی اقبالی
- گی دو موپاسان/ پیر و ژان/ 1328/ حسن فرامرزی
- آلفرد دو موسه و آلفرد دو وینیی/ منتخبی از زیباترین شاهکارهای شعر جهان/ 1330/ شجاع الدین شفا
- استندال/ سرخ و سیاه/ 1330/ عبدالله توکل
- هانری باربوس/ آتش/ 1330/ محمدجعفر محجوب
- لویی آراگون/ نامه های تیر باران شده ها/ 1330/ م. فضلی
- آنتوان دو سنت اگزوپری/ شازده کوچولو/ 1333/ محمد قاضی
- ژان کوکتو/ داستان کودکان عجیب/ 1333/ ایرج پورباقر
- فرانسواز ساگان/ در یکماه، در یکسال/ 1333/ وحید ادیبی
- هکتور مالو/ در آغوش خانواده (باخانمان)/ 1334/ محمد قاضی
- رومن رولان/ زندگی میکل آنژ/ 1334/ اسماعیل سعادت
- ژرژ دوهامل/ اعتراف نیمه شب/ 1334/ ناصر مجد
- ماری مادلن لافایت/ شاهزاده خانم کِلِو/ 1335/ بدری ثابتی
- پیر کورنی/ سه تراژدی کلاسیک: لوسید،سین نا، سورنا / 1335/ عیسی سپهبدی
- تئوفیل گوتیه/ یک مومیائی/ 1335/ شجاع الدین شفا
- پروسپه مریمه/ عشق های کارمِن/ 1335/ جواد محیی
- شارل بودلر/ قطعه هایی از گل های رنج/ 1335
- مرتضی شمس/ ژان آنوی آنتیگون/ 1335/ داریوش سیاسی
- ژان دو لافونتن/ قصه های لافونتن/ 1336/ نیر سعیدی
- مارسل اِمه/ بیگناهان در زیر گیوتین/ 1336/ شمس الدین امیرعلایی
- ویکتور هوگو (در مقام شاعر) اشعار منتخب از ویکتور هوگو/ 1337/ نصرالله فلسفی
- سیمون دو بووار/ ماندارن/ 1337/ ایرج پورباقر
- شودرلو دو لاکلو/ گزند دلبستگی روابط خطرناک/ 1339/ عبدالله توکل
- هانری تروایا/ زندگان: نمایش در سه پرده/ 1340 /حبیب الله صحیحی
-آندره مالرو/ وسوسة غرب/ 1341/ سیروس ذکاء
- ژرژ سیمنون/ امضای مرموز/ 1341/ کریم کشاورز
- آلن فورنیه/ مُلن بزرگ/ 1342/ محمدمهدی داهی
- بلز ساندرار/ طلا/ 1343/ محمد قاضی
- ژولین گرین/ موئیرا/ 1344/ عبدالله توکل
- کریستیان روشفور/ بچه های کوچک این قرن/ 1344/ ابوالحسن نجفی
- اوژن یونسکو/ صندلی ها/ 1345/ بهمن محصص
- ژول رومن/ دکتر کنوک/ 1345/ محمد قاضی
- روبر مرل/ شنبه و یکشنبه در کنار دریا/ 1346/ ابوالحسن نجفی
- دنی دیدرو/ برادرزاده رامو/ 1346/ احمد سمیعی
- ساموئل بکت/ مالون می میرد/1347/ محمود کیانوش
- ژان ژنه/کلفت ها/ 1347/ بهمن محصص
- ژرژ پرک/ چیزها/ 1348/ احمد سمیعی
- ژاک پره ور/ آواز در خون/ 1348/ همایون نوراحمر
- ژول رومن/ دکتر کنوک یا پیروزی علم پزشکی/ 1349/ محمد قاضی
- رومن گاری/ خداحافظ گاری کوپر/ 1351/ سروش حبیبی
- ژان ژیونو/ زندگی دوباره/ 1352/ ابوالفضل خدابخش
- لوئی گی یو/ خانة مردم و همراهان/ 1352/ هادی جامعی
- مارگریت دوراس/ بعدازظهر آقای آنده ما/ 1354/ علی اصغر خبره زاده
- هانری تروایا/ تصویری در آینه/ 1355/ داود نوابی

در فاصلة 1320 تا 1357، بیش از پنجاه نویسندة فرانسوی برای نخستین دفعه در ایران مطرح شدند. در طول این مدت، ارتقاء سطح سواد در جامعة ایرانی و افزایش شمار علاقمندان ادبیات فرانسه و به ویژه دانشجویان این رشته و نیز تأسیس چند مؤسسة بزرگ انتشاراتی نظیر امیرکبیر، معرفت، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، فرانکلین و گوتنبرگ، زمینه را برای ترجمه و نشر آثار تعداد بیشتری از نویسندگان فراهم آورد (امامی، 1378، 13).
در این دوره نه تنها آثار مهم بیشتر شاعران بزرگ (مانند هوگو، لامارتین، موسه، بودلر و پره ور) و نویسندگان صاحب قلم (مانند بالزاک، استندال، فلوبر، موپاسان، زولا، ژید و رولان) مورد توجه خاص مترجمان قرار گرفت، بلکه تعداد چشمگیری از آثار نویسندگان صاحب اندیشه (مانند سارتر، کامو، یونسکو) نیز برای اول بار به فارسی برگردانده شد. کیفیت خیلی از ترجمه ها در دهة بیست و سی به دلیل ضعف سواد یا سهل انگاری مترجمان چندان مناسب نبود، اما در دهه های بعد با ظهور مترجمان زبده تر و حرفه ای تر شدن کار ترجمه، کیفیت آثار ترجمه شده به مرور زمان رو به بهبودی نهاد. البته در پی استقبالی که از نخستین ترجمه های بالزاک، استندال، ژید، آنوی، سارتر و کامو به عمل آمد، طولی نکشید که بخش عمده ای از آثار این نویسندگان توسط عده ای به فارسی برگردانده شد که در ترجمه های شتابزدة خود به رعایت دو اصل دقت و امانت چندان پایبند نبودند.

6. پس از انقلاب اسلامی تاکنون
در دهه های پیش از انقلاب، افزایش امکانات تحصیل برای جوانان در دانشگاه های داخل و خارج کشور، موجب افزایش قابل توجه تعداد تحصیلکردگان شد. از میان این تحصیلکردگان، عده ای در سال های بعد از انقلاب به دلایلی به سوی ترجمه گرایش پیدا کردند و به جمع مترجمان حرفه ای پیوستند. علاوه بر این، با فزونی شمار اساتید و دانشجویان رشتة زبان فرانسه در مقاطع مختلف در دانشگاه های دولتی و دانشگاه آزاد اسلامی، به خصوص در گرایش مترجمی، نه تنها بر تعداد مترجمان حرفه ای و غیرحرفه ای افزوده شد بلکه سیلی از آثار ترجمه شده نیز روانة بازار کتاب گردید. سوای کمیت آثار ترجمه شده، کیفیت آنها نیز قابل قیاس با دوره های پیشین نبود: برگزاری سمینارها و همایش های متعدد با موضوعات مرتبط با ترجمه و نقد ترجمه، انتشار فرهنگ ها و کتاب های آموزشی تخصصی و امکان دسترسی به اطلاعات گسترده به منابع لازم در فضای مجازی از جمله عوامل افزایش کیفیت کار مترجمان در سال های اخیر بوده است.
با اینکه پدیدة ترجمة مکرر در دورة جدید بسیار معمول تر از گذشته شد و خیلی از آثاری که قبلاً ترجمه شده بود، بی آنکه گاهی واقعاً ضرورت داشته باشد، دوباره ترجمه گردید، اما به موازات آن کتاب های خوبی از نویسندگان و شاعران فرانسوی یا فرانسوی زبان که طبقة کتابخوان ایران کمتر امکان مطالعة آنها را پیدا کرده بود، به فارسی برگردانده شد. از جمله این افراد که از سال 1357 تا لحظه تدوین این مقاله، برای اولین بار به لطف ترجمة بعضی از آثارشان به نحو شایسته به ایرانیان معرفی شدند، عبارتند از:

نام نویسنده/ عنوان اولین اثر ترجمه شده/ نخستین سال انتشار/ نام مترجم
- پل اِلوار/ ای آزادی (چهل و دو قطعه شعر)/ 1357/ محمدتقی غیاثی
- رُنه شار/کرکره های کشیدة چاک چاک/ 1359/ فیروز ناجی
- ژان ژیرودو/ جنگ تروا اتفاق نمی افتد/ 1361/ عفت برادران رحیمی
- آرتور رمبو/ اشراقها: اوراق مصور آرتور رمبو/ 1362/ بیژن الهی
- ژیلبر سِبرون/ اما، من شما را دوست می داشتم / 1362/ مهدوی اردبیلی ، غلامحسین یوسفی
- فردریک دار/ آخرین ضربه/ 1363/ ذبیح الله منصوری
- ناتالی ساروت/ عصر بدگمانی /1364/ اسماعیل سعادت
- میلان کوندرا/ بار هستی/ 1365/ پرویز همایون پور
- آنی اِرنو/ منزل به منزل / 1368/ صفیه روحی
- روژه مارتن دوگار/ خانوادة تیبو/ 1368/ ابوالحسن نجفی
- امین معلوف/ لئوی آفریقایی / 1368/ قدرت الله مهتدی
- مارسل پروست/ در جستجوی زمان از دست رفته / 1369/ مهدی سحابی
- کلود سیمون/ جادة فلاندر/ 1369/ منوچهر بدیعی
- موریس ژنووا/ شکار/ 1369/ محمدتقی غیاثی
- بوریس ویان/ ضیافت چای ژنرال ها/1370/ هوشنگ حسامی
- ژرار دو نروال/ سیلوی/ 1370/ میرجلال الدین کزازی
- مارگریت یورسنار/ داستانهای شرقی/ 1371/ لیلا ارجمند
- ژرژ برنانوس/ خاطرات یک کشیش دهکده / 1372 / اقدس یغمایی
- لویی فردینان سلین/ سفر به انتهای شب / 1373/ فرهاد غبرایی
- ژیل پِرو/ وعده گاه شیر بلفور و داستان های دیگر/ 1374/ ابوالحسن نجفی
- کریستیان بوبّن/ چهرة دیگر/ 1374/پیروز سیار
- لوکلزیو/ موندو/ 1376/ ناصر فکوهی
- آندره مکین/ اعترافات یک پرچمدار شکست خورده / 1378/ نجمه موسوی
- مارک لِوی/ اگر حقیقت داشت/ 1379/ مهدی قراچه داغی
- بنژامن کنستان/ آدلف/ 1379/ معصومه زندی
- آلفونس بودار/ جنایتکاران بزرگ / 1379/ محمدجواد فرقانی
- ماریوو/ جزیرة بردگان / 1380/ فریبا کامکاری
- گیوم آپولینر/ اشعار گیوم آپولینر / 1380/ خسرو سمیعی
- پاتریک مودیانو/ خیابان بوتیکهای تاریک / 1380/ فروغ احمدی
- آلن روب گریه/ در هزار تو/ 1380/ مجید اسلامی
- هانری دو مونترلان/ ملکة مرده/ 1381/ ماندانا صدرزاده
- طاهر بن جلون/ با چشمان شرمگین / 1381/ اسدالله امرایی
- یاسمینا رضا/ بازیگاه تو، گرداب من / 1381/ افتخار نبوی نژاد
- میشل دئون/ تو ما و بی نهایت / 1382/ پروانه بیات
- آندره برتون/ نادیا/ 1383/ کاوه میرعباسی
- روبر دِسنوس/ سایه سرمست / 1383/ زهرا تعمیدی
- ژاک تورنیه/ خانة رها شده/ 1383/ پرویز شهدی
- اریک امانوئل اشمیت/ خرده جنایت های زناشوهری / 1383/ شهلا حائری
- ژان راسین/ فدر/ 1384/ مسعود سالاری
- لوران گوده/ آفتاب خانواده اسکورتا/ 1384/ آزاده حسینی پور
- بریژیت ژیرو/ مَد سیاه/ 1384/ دل آرا قهرمان
- ژان اشنوز/ پیانو/ 1384/ کیهان بهمنی
- آندره شدید/ ششمین روز/ 1384/ هوشنگ ثابت
- هلن سیکسو / هند یاد ، یا ، هند رویاهای شان / 1384/ فرزانه شهفر، م ع . سپانلو
- میشل بوتور/ دگرگونی/ 1385/ مهستی بحرینی
- موریس بلانشوجنون/ 1385/ پرهام شهجردی
- ژان کلود مورلِوا/ مردی که سنگ ها را بلند می کرد/ 1386/ امین کریمی گودرزی
- میشل لِبر/ کاناپه ی قرمز/ 1387/ عباس پژمان
- پل کنستان/ خلوت/ 1387/ فاطمه ولیانی
- اریک فوتورینو / بوسه های سینما / 1388/ سارا سمیعی
- مارک دوگِن/ ‫خانواده ی نفرین شده ی کندی‬‏‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬/ 1388/ پرویز شهدی‬
- آلَن بوسکه/ نبودن خیلی راحت تره/ 1388/ محمدمهدی شجایی
- ماری فرانتی/ پرنسس مان تو/ 1389/ شراره شاکری
- شارل اِکسبریا / آسوده بخواب، کاترین!/ 1389/ عباس آگاهی
- بئاتریس بک/ لیون مورن کشیش/ 1389/ احمد شاملو
- ریمون کِنو/ قصه ای به شیوة شما/ 1390/ محمدمهدی شجاعی
- فیلیپ دولِرم/ رواق/ 1390/ گلناز آژیده
- پاسکال کینیار/ تراسی در رم/ 1390/ ساناز فلاح فرد
- میشل تورنیه/ پنج داستان/ 1391/ ناکتا رودگری
- هانری بوشو/ جادة کمربندی/1391/ محمدجواد فیروزی
- گیوم موسو/ دست سرنوشت/ 1392/ عباس آگاهی
- ماری دیدیه/ شب ظلمانی فراموش شدگان/ 1392/ پرویز شهدی
- کریستف باتای/ انام/ 1393/ احسان قمشه
- سورژ شالاندُن/ افسانه پدران ما/ 1393/ مرتضی کلانتریان
- آملی نوتوم/ ریش آبی/ 1394/ ویدا سامعی
- پی یر لومتر/ دیدار به قیامت/ 1394/ مرتضی کلانتریان
- ناتالی کینتان/ پاپوش/ 1395/ علیرضا بهنام
- ژان کریستف گرانژه / پرواز لک لک ها/ 1395/ عباس آگاهی
- ژان پیر مارتن / سورپرایز عشق/ 1395/ آریا نوری
- رومن پوئرتولاس/ سفر شگفت انگیز مرتاضی که در جالباسی آیکیا گیر افتاده بود/ 1396/ ابوالفضل الله دادی


در فهرست نسبتاً طولانی فوق مشاهده می شود که نویسندگان معرفی شده در دورة جدید، علاوه بر قرن بیستم، به سایر ادوار ادبی نیز تعلق دارند: راسین از قرن هفدهم، ماریوو از قرن هجدهم و بنژامن کنستان از قرن نوزدهم، بارزترین چهره هایی هستند که هرچند دیرهنگام، ولی سرانجام مورد توجه مترجمان واقع شدند. همچنین در میان ترجمه های فوق، برای اولین بار به عناوین کتاب هایی با سبک و سیاق منحصر به فرد مانند در جستجوی زمان از دست رفته (برترین رمان مطول قرن بیستم)، سفر به انتهای شب (رمانی با زبان و ساختاری متفاوت با رمان های پیش از خود) یا دگرگونی (نمونة عینی رمان نو) برمی خوریم که زمان انتشار هر یک از آنها در این دوره، به عنوان واقعه ای ماندگار در تاریخ ترجمة ادبی ایران ثبت شده اند.
با اینکه تاکنون خیلی از نویسندگان و شاعران صاحب نام فرانسوی و فرانسوی زبان از طریق ترجمة آثارشان به جامعة ایرانی شناسانده شده اند، هنوز هستند چهره های بسیار دیگری نظیر کنتس دو نوای، کولت، پل کلودل، ژاک اودیبرتی، ژولین گراک، ژان اِشنو، میشل ریو، میلیس دو کرانگال، مارسل تیری، ژاک بِرو، ادریس شرایبی، محمد دیب و ده ها فرد برجستة دیگر که همچنان برای عموم فارسی زبانان ناشناخته مانده اند و ترجمة آثارشان به هر دلیل چنانکه باید مورد عنایت مترجمان ایرانی قرار نگرفته است. ناگفته نماند که در سال های اخیر چون تقریباً بیشتر نویسندگان طراز اول ادبی در ایران معرفی شده اند، بعضی از مترجمان نسل حاضر به ترجمة مکرّر تعدادی از آثار پرخواننده رو آورده اند. حقیقت آن است که مقابلة ترجمه های مکرّر با متن اصلی و با متن ترجمه های پیش از خود نشان می دهد که در خیلی از موارد انجام این کار ضروری نبوده، زیرا این قبیل ترجمه ها نه تنها به بهبود کیفیت ترجمه کمکی نکرده اند، بلکه خوانندگان بی اطلاع را از موهبت دسترسی به ترجمه های خوب پیشین نیز محروم ساخته اند.

نتیجه
مترجمانی که در همة دوره های تاریخ ترجمة ادبی، گام اول را با برگردان اثری از یک نویسنده برداشته و زمینه را برای معرفی بهتر او در جامعه مهیا کرده اند، بی تردید حق زیادی بر گردن نسل معاصر خود و نسل های بعدی دارند. مطابق بررسی صورت گرفته در این پژوهش دریافتیم که در دورة اول ترجمه در عهد قاجار، چون هنوز کسی چنانکه باید شناختی از ادبیات فرانسه نداشت، نام هیچ یک از نویسندگان ادبی اصلاً به میان نیامد و اگر اثری از ولتر ترجمه گردید، محتوای تاریخی اثر سبب اصلی انتخاب بود نه آوازة نویسنده. بعدها فنلون و مولیر در مقام نویسندة ادبی پیش از همه مورد توجه قرار گرفتند: بر این اساس، تلماک اثر فنلون، اولین اثر داستانی و گزارش مردم گریز اولین اثر نمایشی بودند که به لطف دو تن از پیشگامان ترجمه در ایران یعنی علیخان ناظم العلوم و میرزا حبیب اصفهانی از فرانسه به فارسی به روش آزاد ترجمه شدند. سپس با اینکه معدودی از ایرانیان به ویژه بعد از گشایش دارالفنون، رفته رفته با ادبیات فرانسه بیشتر آشنا شدند، چندین سال طول کشید تا بعضی از دیگر چهره های ادبی فرانسه مانند الکساندر دوما، ژان ژاک روسو و ویکتور هوگو برای نخستین بار به ایرانیان معرفی شوند. البته با گسترش امکانات چاپ و فزونی تعداد مترجمان، شمار ترجمه ها و در پی آن آشنایی با نویسندگان فرانسه روز به روز بیشتر شد و مهمتر از همه، مطالعة ترجمه های ادبی که در آغاز محدود به شاه و اطرافیان او بود، برای بقیة اقشار باسواد جامعه نیز میسر گردید.
نتایج این بررسی همچنین نشان می دهد که تعداد نویسندگان فرانسوی که در دورة حکومت رضاخان به لطف برگردان فارسی آثارشان مطرح شدند، بسیار کمتر از حد انتظار بوده است؛ با این همه، در دورة پهلوی دوم با افزایش تعداد ناشران و مترجمان، روند ترجمة آثار ادبی اوج گرفت و قریب پنجاه نویسندة نام آشنا برای اول بار در کشور معرفی گردیدند. در این دوره به ترجمة آثار شاعران مشهور و صاحب سبک نیز بیش از پیش توجه شد. پس از انقلاب اسلامی، با رشد کمی و کیفی مترجمان، آثار آن دسته از نویسندگان بزرگ مانند مارسل پروست، فردینان سلین که در دوره های پیشین مورد غفلت قرار گرفته بود، در کنار آثار دیگر بزرگان ترجمه و در دسترس همگان قرار گرفته و البته به موازات آن بازار ترجمة مکرّر نیز گرم شده است.