logo

هنرمندان ایرانی
در موزه ملی هنر مدرن، ژورژ پمپیدو (1958-2017)
زهرا جهانبخش، پژوهشگر مرکز تحقیقات ارتباطات اجتماعی (silreC)، پاریس

دلیل اصلی تجزیه و تحلیل جایگاه هنرمندان ایرانی در مجموعه موزه ملی هنر مدرن مرکز ژورژ پمپیدو به عنوان موضوع این تحقیق، نه این است که مجله ایوان تمرکز خود را بر هنر و فرهنگ ایران در فرانسه قرار داده و محققان را به مطالعه در این زمینه تشویق می کند، بلکه انتخاب این موضوع بدان علت است که علیرغم این واقعیت که هنرمندان ایرانی از سال های 1940 در صحنه هنری پاریس حضور داشته اند، توجه موزه ملی هنر مدرن ژورژ پمپیدو به هنرمندان ایرانی، به چند سال اخیر باز می گردد.
همزمانی این تغییرات با شکل گیری بازار هنر در خاورمیانه، در دبی طی سال های 2005-2006، و ارزش یافتن بی سابقه ی آن از نظر مالی، نسبت به آثار هنرمندان این منطقه، به ویژه ایران قابل توجه است. با ظهور بازار هنر، دست اندرکاران هنری، مدیران و نمایشگاه گردان های موزه ها و رویدادهای مطرح بین المللی همچون بی ینال ها، با دعوت هنرمندان خاورمیانه تمایل بی سابقه خود را برای نمایش آثار آنها در عرصه جهانی هنر نشان دادند. باید به این امر اعتراف کرد که سهم حضور هنرمندان ایرانی و حتی سایر کشورهای خاورمیانه در این مؤسسات هنری همچنان بسیار کوچک است، به خصوص در مقایسه با سهم هنرمندان غربی. با این حال، با نگاهی به سابقه حضور آنها، حتی در دو دهه ی 60 و 70 که دوره اوج هنر مدرن ایران بود، یعنی زمانی که دولت ایران سیاست های فرهنگی قابل توجه ­ای در حمایت از نمایش هنرمندان ایرانی در صحنه بین المللی داشت، افزایش اخیر نام و آثار هنرمندان ایرانی در موزه های مطرح دنیا و سایر رویدادهای بین المللی امری بی سابقه و قابل مطالعه است.
مرکز پمپیدو برای عقب نماندن از همتایان بریتانیایی و آمریکایی خود مانند تیت مدرن (Tate Modern) یا موما (MoMa) یا گوگنهایم (Guggenheim) از یک سو، و بازار هنر از سوی دیگر، شروع به غنی سازی مجموعه ی خود و نمایش هنرمندان این منطقه از جمله ایران کرد. مطالعات اخیر گویای آن است که موزه حتی اقداماتی برای تسریع یا اجرای این سیاست انجام داده است. برای مثال در ژانویه 2014، خانم کاترین دیوید به عنوان دستیار مدیر موزه ملی هنر مدرن منصوب و جایگزین خانم کاترین گُرنیه شد.

کاترین دیوید با برگزار کردن تعدادی نمایشگاه بین المللی برای هنرمندان کشورهای عربی خاورمیانه، از معدود کارشناسان اروپایی هنر خاورمیانه محسوب می شود. وی همچنین عضو کمیته انتخاب گالری های بخش هنر مدرن آرت فیر آرت دبی است.

با توجه به سهم قابل توجه هنرمندان ایرانی در بازار هنر بین المللی خاورمیانه و تغییرات صورت گرفته در بالا رفتن پذیرش آثار این هنرمندان در مجموعه موزه ملی هنر مدرن ژورژ پمپیدو از سال 2006، این مقاله سعی در بررسی این سؤال دارد که آیا رشد ارزش پولی آثار هنرمندان ایرانی در بازار تأثیری بر تغییر سیاست های موزه ژورژ پمپیدو در پذیرش آثار هنرمندان گذاشته است یا خیر؟ برای پاسخ به این سؤال، مطالعات کمی و کیفی مختلفی بر آثار موجود در مجموعه موزه ملی هنر مدرن ژورژ پمپیدو انجام شد. این مجموعه با بیش از 100،000 اثر، یکی از مجموعه های مرجع و پیشرو جهان در هنر قرن بیست و یکم است.
البته باید اشاره کنم این مقاله بخش به روز شده ای از مطالعاتی است که در حوزه رشد ارزش هنرهای تجسمی خاورمیانه در پروژه دکترای جامعه شناسی هنر و فرهنگ در دانشگاه سوربون پاریس انجام داده ام (Jahan Bakhsh, 2017). موزه: یک نهاد هنری
موزه یکی از عناصر اصلی ساختار دنیای هنر است. این دنیا به دو حوزه اصلی تقسیم می شود: حوزه هنر و حوزه بازار. «در حوزه هنری، ارزیابی زیبایی شناختی هنر صورت و مورد بازبینی قرار می گیرد. معاملات در بازار انجام می شود و قیمت ها تثبیت می شود. در حالی که هر یک از این دو حوزه سیستم های ارزش گذاری خاص خود را دارا هستند و این دو شبکه ارتباط بسیار نزدیک و متقابلی را حفظ می کنند» (3, 9002 , niluoM). موزه یکی از بازیگران اصلی حوزه هنری است، همان طور که در تعریف ICOM (International Council of Museums) بر آن تأکید شده: «موزه مؤسسه ای است دائمی، بدون هدف مادی که درهای آن به روی همگان گشوده است و در خدمت جامعه و پیشرفت آن فعالیت می کند. هدف موزه ها، تحقیق در آثار و شواهد به جا مانده ی انسان و محیط زیست او، گردآوری آثار، حفظ و بهره وری معنوی و ایجاد ارتباط بین این آثار به ویژه به نمایش گذاشتن آنها به منظور بررسی و بهره معنوی است» (ICOM, s. d.).
مشروعیت موزه، در دادن ارزش زیبایی شناسانه و هنری به هنرمندان و آثار آنها، عمدتاً بر اساس معیارهای صرفاً هنری و بدون چشم داشت به دستاوردهای اقتصادی است. اهمیت موزه در دنیای هنری به قدری قابل توجه است که برای جامعه شناس فرانسوی ریموند مولن «موزه مشخص کننده مرز بین هنر و غیر هنر و یا چیزی که هنوز هنر محسوب نمی شود است» (مولن و کومن، 1995). بنابراین می توان ادعا کرد که این نهاد مهم ترین نقش را در مسیر موفقیت هنرمند ایفا می کند.
به رغم این واقعیت که موزه ها ادعا می کنند در جست وجوی هیچ منافع اقتصادی نیستند، در حوزه مخالف، بازیگران بازار - همه گروه های این حوزه - حداکثر سود اقتصادی را از فعالیت های موزه ها به دست می آورند. به محض اینکه اثر یک هنرمند وارد مجموعه یک موزه ی معتبر می شود یا موزه نمایشگاهی از آثار یک هنرمند برگزار کند، ارزش آثار این هنرمند در بازار افزایش می یابد. به نقل از یکی از گالری داران دبی در گفت وگو با نگارنده: «به محض اینکه کار یکی از هنرمندان گالری ایشان به مجموعه ی موزه بریتانیا وارد شد، دیگر آثار او در بازار پیدا نمی شود. در گالری هم یک لیست انتظار از خریداران برای دو سال آینده تنظیم شده است».
اگر به شرایط هنر معاصر توجه کنیم، اهمیت حضور آثار هنرمندان یک گالری در موزه ها، به یکی از اولویت های اصلی گالری های این عرصه تبدیل شده است. به وضوح مشاهده می شود که وجه تمایز گالری های مطرح و موفق با دیگر گالری ها در توانایی حضور آنها در صحنه بین المللی است. گالری های موفق مطمئناً توانسته اند هنرمندان خود را در سالن های نمایش موزه ها معرفی کنند و نام آنها را در فهرست خرید آثار موزه های بزرگ بین المللی قرار دهند. به عنوان مثال گالری خط سوم (The Third Line Gallery) در دبی، که در سال 2005 تأسیس شده، به یکی از برترین گالری های بین المللی در خاورمیانه تبدیل شده است. برای مثال آنها موفق به معرفی هنرمندان خود، از جمله هنرمند ایرانی منیر شاهرودی فرمانفرمایان، در موزه گوگنهایم نیویورک شده اند. (2014, Guggenheim).

در جستجوی موزه های غربی
از سال 2006، صحنه هنر معاصر ایران شاهد ورود بازار و تغییرات عمیق مربوط به ارزش اقتصادی آثار بود. شکل گیری بازار دبی در سال 2006، گشایش حراج خانه تهران در سال 2012 و افزایش تعداد گالری های هنری را می توان در تأیید این تغییرات نام برد. اما علیرغم این واقعیت که یکی از اولین موزه های هنر معاصر منطقه در ایران و در سال 1977 بنا شده است، این موزه نتوانسته مشروعیت هنری قابل توجهی کسب کند که در افزایش ارزش هنری آثار هنرمندان ایرانی، چه در سطح ملی و چه در سطح خاورمیانه، نقش چندانی داشته باشد.
چرا که این مجموعه مالک «غنی ترین آثار از نقاشی های مدرن غربی در خارج از اروپا و ایالات متحده است» (2015, Waldman and Motevalli). یعنی مزیت مهمی که می تواند آن را به یک موزه بین المللی تبدیل کند.
از سوی دیگر شاهد هستیم که رقبای ایران در صحنه هنر خاورمیانه، قدرت خود را با تأسیس و گسترش موزه های مطرح در اطراف خلیج فارس به رخ کشورهای منطقه و جامعه بین المللی می کشند. موزه ی «متحف» در دوحه که مأموریت خود را در جهت حمایت و برجسته کردن هنرمندان جهان عرب معرفی می کند، یا گوگنهایم در ابوظبی که هنوز مجموعه خود را به اشتراک نگذاشته است، از این قبیل موزه ها محسوب می شوند.
در نهایت پر واضح است که بازیگران این شبکه، به خصوص از نگاه ایران، در غرب واقع شده اند. با این حال باید یادآوری کرد اعتبار بین المللی ای که موزه های حوزه خلیج فارس برای یک هنرمند به همراه می آورند، با موزه های غربی مانند مرکز پمپیدو در پاریس یا موما (MoMA) در نیویورک، هنوز قابل مقایسه نیست.

نگاهی تاریخی به حضور هنرمندان ایرانی در پاریس
مطالعه اجمالی تاریخ هنر مدرن و معاصر ایران نشان می دهد که کشور فرانسه و مدرسه عالی هنرهای زیبای پاریس (بوزار)، یکی از مقاصد اصلی نقاشان و گاهی اوقات مجسمه سازان ایران بوده است.
سیاست فرهنگی ایران پس از 1940 هنرمندان را با اعطای کمک هزینه تحصیلی به تکمیل دوره آموزش هنری خود در پاریس تشویق می کرد. همین طور دولت وقت با برگزاری نمایشگاه های هنری در پاریس سعی در معرفی هنر مدرن ایران در صحنه بین اللملی داشت. البته باید افزود که تعداد کمی از هنرمندان، پاریس را حتی بدون استفاده از کمک های دولتی و به صورت مستقل برای ادامه مطالعات خود انتخاب کردند.
نقش برخی از هنرمندانی که در پاریس تحصیل کرده اند، در تاریخ هنر از اهمیت خاصی برخوردار است. از جمله جلیل ضیاءپور در سال 1941، شکوه ریاضی در سال 1946، حسین کاظمی در سال 1945، جواد حمیدی، ناصر عصار در سال 1953، سهراب سپهری در سال 1967، عباس معیری، ابوالقاسم سعیدی، حسین زنده رودی و دیگران. در این میان گروهی از هنرمندان تصمیم به ماندن، ساختن زندگی و ادامه ی کار هنری خود در فرانسه گرفتند. آنان چنان در صحنه هنر پاریس رسوخ کردند که نامشان در فهرست سالنامه هنرمندان ملی هنرهای زیبا دیده می شود. در این سالنامه آدرس و شماره تماس کارگاه های هنرمندان به چاپ رسیده است. برای مثال در نسخه های دهه های 60، 70، 80 و 90 نام بهحت صدر، ابُل سعیدی (ابوالقاسم)، عباس معیری و دیگران چاپ شده است. این هنرمندان آثار خود را به طور منظم در گالری های پاریس نمایش می دادند. به عنوان مثال، حسین زنده رودی، ناصر عصار، ابوالقاسم سعیدی و بهجت صدر از نام ها شناخته شده در جامعه هنری پاریس هستند که این امر دیرتر باعث شهرت آنها در سطح ملی ایران و حتی تا حدی در سطح منطقه (خاورمیانه) شد.

ایرانیان در مرکز پمپیدو نمایشگاه های موزه ی ملی هنر مدرن، مرکز ژورژ پمپیدو
در سال 1989، مرکز پمپیدو نمایشگاه «جادوگران زمین» (Magiciens de La Terre) را برگزار کرد. واضح است که این رویداد نقش عمده ای در ثبت جایگاه موزه پمپیدو به عنوان یکی از موزه های پیشگام در نمایش و معرفی هنرمندان بین المللی - و به ویژه هنرمندان غیر غربی - داشته است. سهم ایران در این نمایشگاه به یک هنرمند، یعنی شیرازه هوشیاری (متولد شیراز در سال 1955)، خلاصه می شود. او در سال 1974 به لندن مهاجرت کرد و تا امروز در این شهر زندگی و کار می کند.
نام هنرمندان ایرانی چند دهه بعد در دو نمایشگاه دیگر که توسط موزه برگزار شد دیده می شود. موزه در این نمایشگاه ها آثار هنرمندان مجموعه ی خود را به نمایش می گذارد. در سال 2009 و به مناسبت نمایشگاه «آنها» (زنان - ELLES)، موزه آثار هنرمندان زن مجموعه ی خود را ارائه کرد که در آن نام چند ایرانی نیز دیده می شود؛ از جمله: سارا رهبر متولد 1976، شیرین نشاط متولد 1957، غزل متولد 1966 و شادی قدیریان متولد 1974. در سال 2013، به مناسبت نمایشگاه «مدرنیته چندگانه» (Modernités Plurielles) مرکز پمپیدو برای اولین بار تاریخ هنر مدرن جهانی را در نمایشگاهی با بیش از 1000 اثر از 400 هنرمند از 47 کشور برگزار کرد. همان طور که اشاره شد آثار چند هنرمند ایرانی نیز در سالن بخش خاورمیانه این نمایشگاه به نمایش درآمد، از جمله بهجت صدر (1924-2009)، فریده لاشایی (1944-2013) و حسین زنده رودی (1937)2.
در گاه شمار مرکز پمپیدو چندین برنامه، شامل تعدادی سخنرانی یا نمایش فیلم درباره ایران نیز برگزار شد. به رغم اینکه حضور ایران در برنامه های این موزه بسیار محدود است، این بررسی مختصر نشان می دهد که مرکز پمپیدو از معدود مؤسسات هنری بین المللی است که سعی بر نمایش و معرفی هنرمندان ایرانی و همین طور سایر کشورهای خاورمیانه تا قبل از سال 1990 داشته است.

مجموعه موزه ملی هنر مدرن مرکز ژورژ پمپیدو
موزه ملی هنر مدرن مرکز ژورژ پمپیدو در سال 1977 افتتاح شده، ولی مجموعه ی این موزه وارث مجموعه ی موزه لوکزامبورگ است (Musée du Luxembourg) که در سال 1818 ایجاد شده بود. هدف این موزه نگهداری آثار خریداری شده توسط دولت فرانسه از هنرمندان فرانسوی در قید حیات بوده است. در حال حاضر با بیش از 100،000 اثر که از سال 1905 تا امروز جمع آوری شده، این موزه بزرگ ترین مجموعه هنر مدرن و معاصر در اروپا و یکی از دو مجموعه ی بزرگ جهان محسوب می شود.
اکنون به موضوع اصلی این مقاله بازمی گردم. اولین اثر ایرانی که به این مجموعه راه یافته، به سرژ رضوانی (متولد 1928) هنرمند و نویسنده ایرانی ساکن فرانسه تعلق دارد. این اثر در سال 1958 توسط دولت خریداری شد. در سال 1963 اثر دیگری از ناصر عصار (متولد 1928 تهران - فوت 2011 پاریس)4 که در پاریس زندگی می کرد، توسط دولت خریداری شد.
در دهه های 1970 و 1980، فقط سه عکس از عباس عطار (متولد سال 1944) در سال 1988 برای مجموعه خریداری شد. پنج اثر دیگر از همین هنرمند در سال 2014 توسط گالری ملی ژُو دو پوم (Jeu de Paume) با حمایت آژانس عکاسی مگنوم (Magnum) به مجموعه موزه پمپیدو اهدا شد.
همان طور که در جدول پیشِ رو دیده می شود، در دهه 1990 هیچ اثری از هنرمندان ایرانی نه برای مجموعه خریداری شده و نه به مجموعه اهداء شده است. بعد از دوازده سال، یعنی در سال 2002 یک اثر از غزل (Ghazel) برای مجموعه خریداری شد و به همین ترتیب اثر دیگری در سال 2012. چهار سال بعد، 11 اثر از چهار هنرمند جدید به موزه اهدا می شود: از جمله عباس کیارستمی (1940-2016)، فریدون آو (1945)، شیرین نشاط و شادی قدیریان. در میان آنها پنج اثر از سوی شادی قدیریان و گالری ایشان در تهران (گالری جاده ابریشم) به طور مستقیم به موزه اهدا شده است. این امر در سال 2013 با 10 اثر جدید تجدید می شود.
همچنین نام یک گالری دیگر از تهران و سه نفر از وارثان آثار سه هنرمند در لیست اهدا کنندگان دیده می شود، از جمله: گالری اعتماد آثار مرتضی احمدوند (متولد 1981) و پروانه اعتمادی (متولد 1948) را به ترتیب در سال های 2012 و 2013 به موزه اهدا کرده است. مانلی کیکاووسی5، دختر فریده لاشایی، میترا گُبِرویل6، دختر بهجت صدر ، کامران فرمانفرمایان، پسر لیلی متین دفتری نیز هر یک اثری را به موزه اهدا کرده اند.
آخرین هنرمند ایرانی که آثارش به مجموعه موزه وارد شده، علی بنی صدر، هنرمند ایرانی آمریکایی است. این هنرمند در سال 1976 در ایران متولد شده ولی از کودکی در آمریکا زندگی می کند. پنج اثر او نیز توسط گالری تاداوس رپک7 (Thaddaeus Ropac) در سال 2017 به موزه اهدا شده است.
واقعیت این است که اهداکنندگان آثار، عمدتاً بازیگران بازار هستند و به نوعی به دنبال بالا بردن ارزش پولی مجموعه ی خود در بازار. در واقع تأیید ارزش های زیباشناختی توسط نهادهای اصلی دنیای هنر، ارزش افزوده ای است که از طریق موزه ها به دست می آید. بالا بردن ارزش پولی آثار هنرمند با وارد کردن نام او در مجموعه های موزه ای، یک استراتژی تجاری شناخته شده است
. امری که کشورهای مختلف با سیاست گذاری خود سرمایه داران را به انجام آن تشویق می کنند. به عنوان مثال، «موزه های هنری، سهم عمده اشیای هنری (objets d’art) جدید خود را از طریق آثار اهدایی بخش خصوصی دریافت می کنند، امری که اغلب با کسر سخاوتمندانه ای از مالیات آنها تسهیل می شود».8 با این حال، جدای از منافع بخش خصوصی، این حمایت مسلماً بر جایگاه هنر ایران در صحنه بین المللی تأثیر به سزایی داشته است.
به غیر از گالری های پایتخت، هنرمندان و اعضای خانواده آنها که هر یک آثاری را به مجموعه موزه اهدا کرده اند، موزه از حمایت صندوق سپرده فرانسه9 (Caisse des Dépôts) و انجمن دوستداران موزه ملی هنر مدرن (la Société des Amis du Musée national d’Art moderne) برای غنی کردن مجموعه خود از هنرمندان ایرانی بهره برده است. در کل مأموریت «انجمن دوستداران موزه» غنی سازی مجموعه هنر مدرن و معاصر مرکز پمپیدو است.
یکی از چهار کمیته خرید آثار این انجمن، گروه بین الملل است که در سال 2013 افتتاح شد. در مراجعه به وب سایت این انجمن، به غیر از برخی کلیات، اطلاعاتی در مورد فرایند و نحوه کسب آثار یا جزئیات دیگر موجود نیست. با این حال، حضور زیرگروه خاورمیانه و کشورهای عضو آن قابل توجه است. در این بخش آمده: «گروه ما همچنان در حال رشد و توسعه است و در واقع شامل 71 عضو از 17 کشور مختلف می شود (شامل: آرژانتین، برزیل، بلژیک، چین، کلمبیا، عربستان سعودی، بریتانیا، ژاپن، اردن، کویت، لبنان، روسیه، سنگاپور، اسپانیا، سوییس و امارات متحده عربی)»
به غیر از لبنان و عربستان سعودی، پنج کشور دیگر خاورمیانه نیز اخیراً به گروه دوستداران موزه ملی هنرهای مدرن پیوسته اند. بدیهی است که این اقدام بر حضور هنرمندان کشورهای خلیج فارس در مجموعه ی موزه تأثیر خواهد داشت. در واقع مطالعه اجمالی بر حضور هنرمندان لبنانی در مجموعه موزه نشان می دهد که آنها نیز تقریباً خط سیر و تکامل حضور هنرمندان ایران را دنبال می کنند، با این تفاوت که از سال 2014 تعداد هنرمندان لبنانی به صورت بی سابقه ای افزایش یافته است. به عنوان مثال، در میان هشت اثر هنرمند لبنانی میریه کسار (Mireille Kassar) (متولد 1963)، چهار اثر توسط «گروه بین الملل، گروه خاورمیانه انجمن دوستداران موزه ملی هنر مدرن در سال 2015»21 و چهار اثر دیگر توسط «هنرمند و گالری آژیال (Galerie Agial) (بیروت) در سال 2015»31 به موزه اهداء شده است.
لازم به ذکر است که هدف از اشاره به فعالیت های این گروه مطرح کردن نقش حضور گروه حامی دیگری است، که به غیر از گالری ها یا اعضای خانواده (که با اهداء آثار در جست وجوی منافع اقتصادی در بازار هنر هستند)، به فعالیت خود ادامه می دهند. پر واضح است که هنر ایران مشمول حمایت این گروه از حامیان نشده است. یعنی گروهی که می تواند نقش خود را به عنوان عنصری خنثی و بی طرف در دنیای هنر معرفی کند تا به دور از منافع اقتصادی تأثیری بر جایگاه هنر ایران در این مؤسسه مهم جهان هنر داشته باشد.

نتیجه گیری
برای به پایان رساندن این مطالعه اجمالی در خصوص سیر حضور و ورود هنرمندان ایرانی در مجموعه آثار موزه ملی هنر مدرن ژورژ پمپیدو، می توان گفت که از اولین بار در سال 1358 تا پایان سال 2017، در مجموع 58 اثر از 19 هنرمند ایرانی تبار موفق به ورود به این مجموعه شده است.
همان طور که ذکر شد، بازار هنر منطقه در سال 2006 و در دبی شکل می گیرد. طبق مطالعات نگارنده، اندکی پس از شکل گیری این بازار، توجه مرکز پمپیدو به هنر مدرن و معاصر ایران که حضوری موفق در بازار داشته است، افزایش قابل توجه ای می یابد. در واقع، از زمان اولین خرید موزه در سال 1958 تا سال 2005، یعنی طی 47 سال، این مجموعه تنها 11 اثر از چهار هنرمند را برای مجموعه ی خود اکتساب می کند. ولی از سال 2006 تا 2017، یعنی طی یازده سال گذشته، 46 اثر از 14 هنرمند به این مجموعه اضافه می شود. همزمانی افزایش ارزش آثار در بازار بین المللی خاورمیانه از سویی و افزایش حضور هنرمندان ایرانی در مجموعه موزه مرکز پمپیدو از دیگر سو، گویای تأثیر و نقش بازار بر این بازیگر دنیای هنر است.
نتایج این پژوهش همچنین بر این امر تأکید دارد که افزایش حضور هنرمندان ایرانی در این موزه با حمایت گالری های تهران، اشخاص ایرانی و برخی از حامیان فرانسوی هنر امکان پذیر شده است؛ به نحوی که سهم اختصاص یافته از بودجه ی این موزه به خرید مستقیم از هنرمندان ایرانی، بسیار ناچیز است. تا حدی که به جرأت می توان گفت پذیرش آثار هنرمندان ایرانی طی این سال ها افزایش مطلوبی داشته است؛ در حالی که این امر بدون اختصاص بودجه دولتی انجام شده است.
علیرغم فعالیت های مستمر هنر ایران در صحنه ملی، منطقه ای و بین المللی، از سال 2014 تعداد آثار ایرانی تهیه شده برای موزه به نسبت کاهش یافته است. این واقعیت می تواند ناشی از کاهش فعالیت های بین المللی گالری های ایران و یا عدم تمایل مسئولان مرکز پمپیدو در دعوت از حامیان هنر ایران باشد. در خصوص این کاهش توجه به هنر ایران می توان چندین عامل را مورد توجه قرار داد که این مبحث خود می تواند موضوع مطالعه ای مستقل باشد.